خرید بک لینک

درباره سایت

داستان عاشقانه

امکانات وب

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟ دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟ آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی ؟

 

تو همان نیمه گمشده ی منی که مدتها به انتظار آمدنش نشسته بودم تو همان انتظاری، که در نهایت به آن رسیدم…

 

مثل او که در کنار ساحل دریا نشسته به امواج دریا دل بسته من هم نشسته ام در کنار ساحل قلب تو و دل بستم به تو دل بستم به امواج خروشان عشق تو

 

 

نمیتوانم در خیالم ، روزی را ببینم که تو نیستی من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم و هر کسی مرا ببیند از من بپرسد در جستجوی کیستی؟

 

 

 

نمیتونم ، بی تو باشم نه تو خوابُ نه بیداری / نمیدونم تو چرا از دلِ من فاصله داری توی آسمونِ رویام تورو میبینم هنوزم

به امیدِ دیدنِ تو میگذره این شب و روزم

 

 

جهنمی به پا میکند دلم وقتی آرزویی در ذهن بیاید و تو میان آن نباشی !

برچسب: نویسنده: فاطمه تاريخ: سه شنبه 5 فروردين 1393 ساعت: 14:00

صفحه بندی